افسانۀ هزار پایان یک سریال 52 قسمتی در قالب طنز و تاریخی مدرن است. کارگردان این سریال تاریخی و فانتزی را شهاب عباسی بر عهده دارد و نویسندگی آن توسط حسن وارسته صورتگرفته است. این مجموعۀ طنز پارودی در سالهای 2017 تا 2019 ساخته شده است. سریال افسانه هزار پایان یک طنز موقعیت و کمدی فانتزی است که داستان زندگی خانوادهای را روایت میکند که به بهانه تهیه جهیزیه عروسی راهی سفر میشوند اما با حمله راهزنها به کاروانشان مسیر زندگی آنان تغییر میکند. آنها برای فرار از چنگ راهزنان به دل شورهزارها و بیابانها زده و وارد ماجراهای شگفتانگیز میشوند. ماجراهایی که پس از پیمودن مسیری فرسایشی در دل بیابانهای خشک و سوزان، در شهری به نام کهن شهر اتفاق میافتد. در کهن شهر اتفاقات با مضامین طنز ادغام شده تا داستان به شیوهای متفاوت و باورنکردنی روایت شود.
افسانه هزار پایان به دلیل داشتن وسعت زیاد داستانپردازی و اتفاقات بسیار گوناگونی که برای خانواده اصلی داستان رخ میدهد، نیازمند جلوههای بصری بسیار متنوع در طول ساخت بود. این جلوهها شامل اجرای کروماکی در شرایط بسیار پیچیده، استفاده از آبجکتهای سهبعدی، انیمیشنهای دوبعدی، افکتهای ذرات، تخریبها، تکثیرها و شبیهسازی میشد. بیشترین جلوه بصری استفاده شده، کروماکی و جایگزینکردن بیابان پشت سر کاراکتر بوده است.
به دلیل عدم حضور سرپرست جلوههای بصری در زمان فیلمبرداری و حین ساخت صحنههای کروماکی، تیم جلوههای بصری برای حذف پرده سبز و جایگزینکردن بیابان پشت سر کاراکترها با چالشهای بسیاری روبرو بود. چالشهای از قبیل، نبود مارک برای رهگیری تصاویر، وجود تصاویر فورگراند بسیار زیاد و با جزئیات بالا، کیفیت بسیار بد پرده سبز و حتی در مواردی سبز نبودن رنگِ پردۀ کروماکی در اثر برخورد نور خورشید به آن. در برخی از پلانها حرکت دوربین بسیار سریع بود و به دلیل شاتر اسپید کم دوربین، تصاویر در حرکت بسیار فلو میشد و رهگیری آن تقریباً غیرممکن بود. چالش بزرگتر زمان بود. تمام این موارد باید در زمان بسیار کوتاهی رفع میشد چرا که بهسرعت، پایان مهلت تحویل سریال نزدیک میشد و سریال نباید از زمان تحویل خود عقب میماند. تیم جلوههای بصری سفیدگوی با ابداع راههای متفاوت و جدید توانستند تمام این چالشها را پشت سر گذاشته و با وجود سختیهای بسیار، تصاویر را بهصورت دوبعدی و سهبعدی جایگزین پرده سبز کنند.
حفره زمان یکی از زیباترین جلوههای بصری اجرا شده در این سریال است. شخصیتهای زن، مردان شهر را از شهر بیرون کردهاند تا دور از چشم مردان، جلسات زنانه برگزار کنند و به کارهای علمی بپردازند. مردان که از ماندن در بیابان خسته شدهاند، تصمیم میگیرند به زمان گذشته برگردند و عامل اولیه شکلگیری جلسات زنانه را از میان بردارند. مفهوم تصویری باز شدن یک حفره در زمان یک چالش مهم بود. هنرمندان طراحی مفهومی سفیدگوی، برای اجرای این مفهوم نزدیک به 20 طرح ارائه کردند که در نهایت یکی از آن ها توسط کارگردان و گروه هنری برگزیده شد. مفهومی که از تصاویر سیاهچالههای فضایی برداشته شده بود. یک حلقه که بهسرعت به دور خود میپیچد و جنس آن از ذراتی است که از زمان جدا شده است. ذراتی که گویا فضای کنونی را به فضای چند هفتهٔ پیش متصل میکند.
از دیگر جلوههای بصری اجرا شده در افسانه هزار پایان میتوان به اجرای نورهای عمودی آسمانی، هنگامی که راهزنان در حال یافتن گنجهای زیرزمینی هستند، اجرای نفرینها روی دست مردمی که به زامبی تبدیل شدهاند و همچنین خلق صحنههای جنگی بین راهزنان و مرد جایزه بگیر نام برد.
سفیدگوی، در تمام قسمتهای سریال افسانه هزارپایان از جلوههای بصری استفاده کرده است. این موضوع باتوجهبه تعداد بالای قسمتهای سریال (52 قسمت) مدتزمان بسیار زیادی برای استفاده از جلوههای بصری در یک سریال است. نهایتاً در افسانه هزار پایان، 280 دقیقه جلوههای بصری توسط سفیدگوی انجام شده است.